تصاویر منتشرشده از ازدحام مسافران در سرعین و توقفهای طولانی خودروها در جاده چالوس، استحمام با آب حوض پارکی در کوچصفهان و … بار دیگر یک سؤال را پیش روی مسافران و متولیان گردشگری گذاشته است: آیا ساعتها ماندن در ترافیک و ازدحام، همچنان میتواند تجربهای از سفر و استراحت باشد؟
به گزارش خبرآنلاین،همزمان با آغاز موج بازگشت مسافران، انتظار میرود جادههای پرتردد کشور بار دیگر شاهد صفهای طولانی خودروها باشند؛ وضعیتی که نهتنها کیفیت سفر را کاهش میدهد، بلکه زندگی شهرهای مقصد و ظرفیتهای طبیعی آنها را نیز تحت فشار قرار میدهد. این تصاویر اگرچه در نگاه اول شاید صرفا روایتگر شلوغی جادهها و مقصدهای گردشگری باشند، اما مسئلهای عمیقتر را نشان میدهند؛ اینکه بخش بزرگی از سفرهای داخلی ایران همچنان در زمانهای مشخص و در چند مقصد محدود متمرکز میشود. نتیجه نیز هر سال در هر تعطیلات بیشتر از دو روزی تکرار میشود: جادههای قفلشده، شهرهای مملو از مسافر، کاهش کیفیت خدمات و فشار بر زیرساختها و محیطزیست مقصد.
همشهری در خبری نوشت:رئیس کانون راهنمایان گردشگری، درباره این وضعیت میگوید: آنچه امروز در سرعین، جاده چالوس و مسیرهای مشابه دیده میشود، در ظاهر یک مشکل ترافیکی است اما در واقع نشانه مسئلهای عمیقتر در نظام گردشگری کشور محسوب میشود؛ مسئلهای که به مدیریت، ساماندهی تعطیلات و توزیع مکانی سفر ارتباط دارد. این موضوع را فعالان گردشگری در جلسات مختلف با دولت و مجلس مطرح کردهاند و برای کاهش بار سفر در دورههایی مانند تعطیلات نوروز و تابستان، باید تعطیلات دیگری در طول سال پیشبینی شود تا تقاضای سفر در یک بازه زمانی محدود متمرکز نشود.
تعطیلات دو روزه؛ راهکاری که همچنان مسکوت مانده است
محسن حاجیسعید تعطیلات دو روزه آخر هفته در سراسر کشور را یکی از راهکارهای اساسی برای کاهش این مشکلات میداند؛ راهکاری که به گفته او در بسیاری از کشورهای جهان اجرا شده و حتی برخی کشورها برای افزایش کارایی کارکنان به سمت تعطیلات سهروزه نیز رفتهاند. او معتقد است ایران نیز میتوانست دستکم تعطیلات دو روزه را در سراسر کشور اجرا کند، چه به شکل پنجشنبه و جمعه و چه جمعه و شنبه، اما این بحثها در نهایت مانند بسیاری از طرحها و ایدههای دیگر مسکوت مانده است.
به گفته رئیس کانون راهنمایان گردشگری، مشکل تنها این نیست که همه مردم در یک مسیر حرکت میکنند. او میگوید: در تعطیلات دو یا سهروزه، تقریبا تمام ارگانها، شرکتها و مجموعههای کشور همزمان تعطیل میشوند و طبیعی است که بخش بزرگی از مردم نیز در همان زمان تصمیم به سفر بگیرند. برای کاهش این بار، راهکارهای علمی و تجربهشده در کشورهای مختلف وجود دارد و یکی از آنها استفاده از ظرفیت جشنوارهها و تعطیلات منطقهای است.
او توضیح میدهد که میتوان در استانهای مختلف کشور، در بازههای زمانی مشخص، جشنوارههایی متناسب با ویژگیهای هر منطقه برگزار کرد؛ برای نمونه، جشنواره غذاهای کویری یا رویدادهایی در مناطق کوهستانی استانهای کویری. حاجی سعید ادامه میدهد: ممکن است بسیاری از مردم یک شهر را بشناسند، اما از منطقهای مانند شیرکوه یزد اطلاعی نداشته باشند، در حالی که این منطقه ظرفیت فوقالعادهای برای تعریف جشنوارهها و رویدادهای خاص دارد. حتی رویدادهایی مانند بارش شهابی برساووشی در روزهای اخیر میتوانست بخشی از سفرهایی که به سمت شمال است به مناطق دیگر هدایت کند.
فشار سفر بر زندگی مردم محلی
حاجیسعید معتقد است: تمرکز بیش از اندازه مسافر در یک منطقه تنها به ترافیک منجر نمیشود. زمانی که ظرفیت اقامت یک منطقه به ۲۰۰ درصد میرسد، هم آسیبهای محیطزیستی ایجاد میشود و هم مردم محلی برای اداره زندگی روزمره خود با مشکل مواجه میشوند. در چنین شرایطی، مدیریت بحران نیز باید برای تأمین مواد اولیه، مواد غذایی و سایر نیازهای ناشی از ورود ناگهانی حجم زیادی از مسافران برنامهریزی کند.
او برای مدیریت این وضعیت پیشنهاد میکند: شهرداریها و دهیاریها در مناطقی که میدانند در دورههای خاص با اوج سفر مواجه خواهند شد، پلتفرمی برای مدیریت ورود مسافران ایجاد کنند. این سامانه میتواند بر اساس ظرفیت پذیرش و ظرفیت تحمل شهر یا روستا، میزان ورود مسافر را مشخص کند و به شکل شفاف در اختیار گردشگران قرار دهد. کشوری که با توجه به جمعیت بالا برای مدیریت برخی مقصدها، سامانههایی ایجاد کرده و مثلا برای ورود تعداد مشخصی خودرو به یک منطقه سقف تعیین میکند و بیش از آن اجازه ورود نمیدهد. ونیز نیز از نمونههای دیگری است که محدودیت ورود را بر اساس ظرفیت تحمل شهر اعمال کرده است.
شمال فقط مشکل جاده ندارد
بخش دیگری از این مسئله به کیفیت سفر و فرهنگ سفر بازمیگردد. محسن حاجیسعید میگوید: مردم باید توقعات خود را از سفر تعریف کنند و این موضوع تا حدی جنبه فرهنگی دارد. زمانی که من کودک بودم، سفر شکل سنتیتری داشت؛ خانوادهها ممکن بود به مشهد بروند و از مسیر شمال بازگردند و آنچه اهمیت داشت، بیشتر خارج شدن از محل سکونت بود، نه کیفیت خودرو، تعداد سرنشینان یا محل اقامت.
به گفته او، امروز شرایط تغییر کرده و بسیاری از خانوادهها به دنبال اقامتگاه متناسب با شرایط خود هستند. توسعه اقامتگاههای بومگردی و سایر انواع اقامتگاهها نیز به این تغییر کمک کرده است، اما مسئله کیفیت سفر تنها فرهنگی نیست و بخش مهمی از آن به سیاستگذاری و عملکرد مدیریت شهری و استانی مربوط میشود.
حاجیسعید با اشاره به تجربه برخی شهرداریها میگوید: اگر مشخص باشد در یک بازه زمانی چه تعداد مسافر قرار است وارد یک منطقه شود، باید زیرساخت لازم نیز برای آن فراهم شود. در مسیرهای منتهی به مقصد، امکاناتی مانند سرویس بهداشتی، سطلهای زباله و … پیشبینی شود تا مسافر بتواند از آنها استفاده کند و میزان آلودگی و آسیب کاهش یابد. اگر منطقه، یک مقصد گردشگری باشد، باید برای آن نیز پارکینگهای حاشیهای ایجاد و در زمان اوج سفر، برای شهرهایی مثل سرعین شاتلهایی تعریف شود که مسافران در مسیرهای مشخص حرکت کنند و جمعیت را جابهجا کنند. در شهرهایی که شرایط لازم را دارند، مسیرهای دوچرخهسواری نیز میتواند ایجاد شود و در مجموع باید زیرساختهایی توسعه یابد که مراجعه خودروها را کاهش دهد و کیفیت تجربه گردشگر را بالا ببرد.
سفر با خستگی شروع میشود و با خستگی تمام
حاجیسعید درباره کیفیت سفر در شرایط فعلی به تجربه خانوادهای اشاره میکند که فرصت چند روزه تعطیلات در اختیار داشته، از تهران حرکت کرده و هشت ساعت در ترافیک جاده چالوس مانده است. چنین خانوادهای پس از رسیدن به مقصد خسته است و در زمان بازگشت نیز باید همان مسیر و همان شرایط را تجربه کند. از نگاه او، نتیجه چنین سفری این است که فرد به جای اینکه با انرژی بیشتر به محل کار بازگردد، خستهتر و حتی عصبیتر از سفر برمیگردد.
او میگوید: راهکارهای اصلی برای جلوگیری از چنین وضعیتی وجود دارد و یکی از آنها اطلاعرسانی شفاف به مسافر است. اگر به فردی که قصد خروج از تهران را دارد هشدار داده شود که ممکن است هشت ساعت از زمان خود را در ترافیک سپری کند، میتواند درباره زمان یا مقصد سفر تصمیم دیگری بگیرد. در مقصدهایی مانند سرعین که بار ترافیکی داخل شهر باعث قفل شدن معابر شده است نیز میتوان پلتفرمی ایجاد کرد که مسافر از قبل وضعیت مقصد را ببیند و در صورت قرمز بودن وضعیت تراکم، درباره ورود خودرو تصمیم بگیرد. هدف نباید ممنوع کردن سفر باشد، بلکه باید به مسافر هشدار داده شود که در صورت ورود به مقصد، با چه شرایطی روبهرو خواهد شد. اگر مسافر بداند مقصد اصلی با تراکم بالا مواجه است، میتواند از شهرها و روستاهای اطراف برای اقامت استفاده کند. برای مثال، کسی که برای استفاده از آب گرم به سرعین میرود، لزوما مجبور نیست در خود سرعین اقامت کند و میتواند در اردبیل یا دیگر شهرها و روستاهای اطراف اقامت داشته باشد و برای استفاده از آب گرم به سرعین مراجعه کند. به این ترتیب، هم فشار از روی سرعین برداشته میشود و هم مناطق اطراف از منافع گردشگری بهرهمند خواهند شد.
برنامههای دولت برای انتخاب مقصد جدید
چرا با وجود تکرار ترافیک شمال و ازدحام سرعین، سفر همچنان در چند مقصد متمرکز است؟ هانی رستگاران، مشاور معاون گردشگری در امور هماهنگی امور استانها به همشهری میگوید: تمرکز سفر در ایران فقط ناشی از انتخاب مردم نیست؛ حاصل ترکیبی از چند عامل است. مقصدهای شناختهشده، دسترسی جادهای بهتر، زیرساخت اقامتی و خدماتی آمادهتر، سابقه ذهنی خانوارها و حتی الگوی تبلیغات و معرفی مقصد باعث میشود مسافر در زمان محدود تعطیلات، انتخاب کمریسکتر و آشناتری داشته باشد. بنابراین اگر بخواهیم الگوی سفر تغییر کند، صرفا معرفی چند مقصد جدید کافی نیست. باید برای مقصد جایگزین، زنجیره کامل سفر را فراهم کنیم؛ یعنی دسترسی، اقامت، خدمات، جاذبه، برنامه سفر، رویداد و اطلاعات دقیق در اختیار مسافر قرار گیرد.
او در مورد سیاست معاونت گردشگری در سالهای اخیر میگوید: تلاش برای تغییر پارادایم سفر از «معرفی صرف مقصد» به سمت «مدیریت و توزیع تقاضای سفر» بوده است. به این معنا که در ایام اوج، مقصدهای مکمل و جایگزین برای مقاصد پرتراکم تعریف و فعال شوند و مسافر بداند اگر مثلا مقصد اصلی او با ظرفیت بالا مواجه است، در فاصلهای منطقی چه گزینه دیگری با کیفیت قابل قبول وجود دارد. قاعدتا ما نمیتوانیم مسافر را از مقصد محبوبش منع کنیم؛ اما در حال تلاش و اقدام هستیم تا انتخاب دوم و سوم او هم به اندازه انتخاب اولش جذاب و قابل دسترس باشد.
فارغ از اینکه ظرفیت هتلها و اقامتگاههای یک شهر چقدر است باید به طور کلی نگاهی به ظرفیت مقصدها کرد. امسال ویدئویی از پارکی در شهر کوچصفهان گیلان در فضای مجازی منتشر شده که مسافران از حوض پارک آب برمیدارند و استحمام میکنند. آیا خیابانهای شهر کوچکی مثل سرعین میتواند نیم میلیون نفر گردشگر را در خود جای دهد؟؛ چیزی که در تعطیلات اخیر خبر آن منتشر شد.
هانی رستگاران میگوید: در کشور ظرفیتها و اطلاعات مختلفی درباره زیرساختهای اقامتی، خدمات گردشگری و امکانات شهرها وجود دارد و در سطح دستگاههای مختلف نیز مطالعات و ارزیابیهایی انجام شده است، اما اینکه بهصورت روزانه بتوان گفت یک مقصد در اوج سفر دقیقا چه تعداد گردشگر را میتواند بدون فشار بر آب، برق، فاضلاب، حملونقل، محیطزیست و زندگی جامعه محلی پذیرش کند؛ امری است که زمان پیک سفر قابل پیشبینی و در آن ایام این ارزیابیها برای رفع نیازهای مسافران انجام میشود. ظرفیت یک مقصد فقط تعداد تخت هتل نیست. ممکن است یک شهر ۱۰ هزار تخت داشته باشد، اما شبکه جادهای، آب، دفع پسماند یا پارکینگ آن ظرفیت پذیرش ۱۰ هزار گردشگر همزمان را نداشته باشد. بنابراین همانطور که طی سالیان گذشته، برای حزیره هنگام سامانهای برای تعیین ظرفیت برد مقصد ایجاد شد، این اقدام میبایست برای سایر مناطق پرمخاطب هم اتفاق بیوفتد تا امکان سنجش ظرفیتی که مجموعهای از شاخصهای اقامتی، حملونقل، آب و انرژی، محیطزیست، پسماند، خدمات شهری، امداد و نجات و رضایت جامعه میزبان دارد، در نظر گرفته شود.
ساماندهی تعطیلات موضوع جدیدی نیست و سالهاست یکی از مطالبات جدی حوزه گردشگری است. مشاور معاون گردشگری در امور هماهنگی امور استانها در این باره میگوید: مسئله فقط اضافه یا کم کردن تعطیلات نیست؛ مسئله این است که تعطیلات چگونه در طول سال توزیع شود تا تقاضای سفر فقط در چند مقطع مانند نوروز، تابستان و چند تعطیلی مناسبتی متمرکز نشود. از نگاه گردشگری، تعطیلات زمانی ارزشمند است که امکان برنامهریزی ایجاد کند. اگر خانوار بداند در طول سال فرصتهای مشخص و قابل پیشبینی برای سفر دارد، بخشی از تقاضای سفرهای فشرده و چندروزه میتواند به مقاطع کمتقاضاتر منتقل شود.
او تاکید میکند: پیشنهاد از ابتدا اینگونه بود که حرکت به سمت یک تقویم ملی تعطیلات و تقویت تعطیلات منظم پایان هفته، در کنار استفاده از ظرفیت جشنوارهها و رویدادهای منطقهای انجام شود. در این صورت میتوان برای هر فصل، متناسب با اقلیم و ظرفیت استانها، مقاصد مناسب تعریف کرد. این فقط یک حرف تئوریک هم نیست؛ در سند تحول دولت صراحتا توزیع نامتوازن سفر بهعنوان یک مسئله مطرح و تقویم ملی تعطیلات و ساماندهی تعطیلات بهعنوان یکی از اقدامات پیشنهادی برای آن ذکر شده است. همچنین قبلا موضوع معرفی مقاصد مکمل و جایگزین در ایام اوج سفر و ساماندهی تعطیلات، بهعنوان دو راهبرد توزیع مکانی و زمانی سفر مطرح بوده است.
موضوع ساماندهی تعطیلات از نگاه او یک مسئله بینبخشی است و یک نهاد دولتی مانند وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بهتنهایی نمیتواند درباره تقویم تعطیلات تصمیم بگیرد. او میگوید: این موضوع به همکاری دولت، مجلس و دستگاههایی مانند آموزش و پرورش و سازمان اداری و استخدامی نیاز دارد. در جلسات متعددی که برای این موضوع تشکیل شده، تأیید شده ساماندهی تعطیلات باید از یک بحث صرفا اداری خارج شود و بهعنوان یکی از ابزارهای مدیریت سفر و توزیع تقاضای گردشگری دیده شود.
233217
کد مطلب 2261111
-
تکلیف امتحانات تابستانی دانشگاهها مشخص شد
-
چرا همه مسافران راهی شمال و سرعین می شوند؟/ مشکل سفر در ایران کجاست؟/ سفر با خستگی شروع میشود و با خستگی تمام
-
ادارات این استان برای دوشنبه ۲۶ مرداد تعطیل شدند
-
نمایندگان تشکلهای عالی کارگری و کارفرمایی به وزیر کار نامه نوشتند
-
کشف بیش از ۶ کیلو شمش نقره قاچاق در این منطقه تهران
-
سرقتهای خشن از مسافران تاکسی؛ متهم را شناسایی کنید/ عکس
-
راز قتل یک زن جوان پس از ۷ سال فاش شد
