شهادت نصیب این خلبان‌های دهه هشتادی شد

این روزها شهرهای قزوین، خان ببین رامیان و دزفول آغوش شان را به روی خلبانان جوانی گشوده اند که یازدهم شهریور؛در حمله دشمن به جنوب کشور به شهادت رسیدند و حالا پیکرهای رشید و خونین شان به شهر و دیارشان بازگشته است.

خلبانان شهید

همشهری آنلاین-رابعه تیموری: شب یازدهم شهریور که پرواز پهپادهای دشمن بر فراز آب‌های خلیج‌فارس، خواب و آرامش را از مردم جنوب کشور گرفته بود، مجتبی، حسین و حامد به دل آسمان زدند و مقابل حملات آنها سینه سپر کردند. وقتی حملات دشمن به‌پایان رسید وآرامش به جنوب کشور بازگشت، آسمان فقط پاره‌های پیکر سه خلبان رشیدمان را پس داد تا داغ دیگری بر داغ‌های سردنشدنی وطن آوار شود. مجتبی باقری و حامد اوکاتی خلبانان نیروی دریایی ارتش و حسین مهدویان خلبان نیروهوایی ارتش بودند و این‌روزها که پیکرهای‌شان به آغوش شهر و خانواده‌های‌شان بازگشته، ویدئوهایی از آخرین لحظات و خاطرات زندگی کوتاه‌شان در فضای مجازی دست به‌دست می‌شود تا یادمان نرود چه جوانانی را برای حفظ این آب‌وخاک فدا کردیم.

شهادت نصیب این خلبان‌های دهه هشتادی شد

شهید مجتبی حسنوند باقری
رفاقتی که در آسمان ادامه پیدا کرد

مجتبی ته تغاری عزیز خانواده باقری و کوچک‌ترین برادر محمد است، اما رفاقتش با خلبان محمد امینی‌پورکمتر از برادری نبود. از همان روزی هم که امینی‌پور شهید شد و مجتبی برای جمع‌آوری پاره‌های پیکر اوبه ابوالفارس رفت، دیگر آن مجتبی سرحال و خندان همیشگی نبود. برادرش محمد درباره او به همشهری می‌گوید: «شهادت شهید امینی‌پور و دیگر خلبانان همدوره مجتبی خیلی روی او تاثیر گذاشت و بعد از آن در موقعیت‌های مختلف سعی می‌کرد ما را برای پذیرفتن احتمال شهادتش آماده کند.»
مجتبی خوب می‌دانست چقدر خاطرش برای پدر و مادر عزیز است که از وقتی هوای پروازی بی‌بازگشت به سرش افتاد، نرم‌نرمک آنها را برای دل کندن آماده می‌کرد: «پدرم با درآمد کارگری چهار پسرش را بزرگ کرد و برای تحصیل آنها کم‌نمی گذاشت، اما حساب مجتبی از همه ما سوا بود و پدر برایش سنگ تمام گذاشت. مجتبی هم همیشه آرزو داشت زحمات‌شان را جبران کند و در روزهای پیری عصای دست‌شان باشد، ولی از وقتی جنگ شروع شد، مرتب به مادرم می‌گفت لیاقت شما این است که مادر شهید باشی. »

تازه داماد شهید مادر

نوعروس مجتبی هم رفتنی بودن او را احساس کرده بود. محمد تعریف می‌کند: «قبل از جنگ قرار بود عروسی مجتبی را بگیریم، ولی وقتی جنگ شروع شد، مجتبی قبول نکرد برایش مراسم بگیریم و بعد از سفر به مشهد و زیارت حرم امام رضا (ع) زندگی مشترکش را شروع کردند. یک هفته بعد از عروسی اش هم به ماموریت رفت.» با آن که مجتبی تازه از دانشگاه شهید ستاری فارغ‌التحصیل شده بود، جسارت و خلاقیتش فرماندهان او را خاطرجمع کرده بود که برای عملیات‌های پرخطر نیرویی کارآمد است: «مجتبی در آزمون‌های دانشگاهش جزء برترین نفرات و از اولین دانشجویان همدوره اش بود که با نمرات عالی فارغ‌التحصیل شد، ولی با آن که تجربه زیادی نداشت در آخرین عملیاتش، یکی از تجهیزات مهم و حیاتی دشمن را منهدم کرد.» همین حاضر به یراق بودنش برای به دل خطر زدن باعث شده بود مادر همیشه دلواپس ته تغاری اش باشد: «مادرم از اول جنگ نگران بود که برای مجتبی اتفاقی بیفتد. شب شهادتش هم با آن که چند روز پیش عمل جراحی قلب باز انجام داده بود و حال خوشی نداشت، تا صبح بیدار بود و بدون آن که بداند چه اتفاقی افتاده، بی‌قراری می‌کرد.» وقتی پیکر بی‌سر مجتبی به دزفول بازگشت، مادر فهمید چرا پزشکان نتوانسته‌اند روی درد قلب بیمار او مرهم بگذارند.

شهادت نصیب این خلبان‌های دهه هشتادی شد

شهید حسین مهدویان
رفیق شفیق پدر

وقتی آقا فریدون می‌گوید: «ما هنوز رفتن حسین را باور نکرده‌ایم…» انگار همه درد و داغ‌های پدرانه اش را یک جا بیرون می‌ریزد، اما خودش هم خوب می‌داند شهادت، عاقبت خوش راهی بوده که حسین سال‌ها پیش انتخاب کرده است: «پسرم روز میلاد امام حسین (ع) به دنیا آمد و سر سفره سیدالشهدا (ع) بزرگ شد. حسین من بچه هیئتی بود و مادرش او را از بچگی با عشق امام حسین (ع) بزرگ کرد.» همین انتخاب هم باعث شد پرواز در آسمان را به آقای مهندس شدن ترجیح دهد: «حسین در رشته مهندسی مکانیک قبول شد، اما بعد از چند ترم این رشته را رها کرد و به‌دنبال تحصیل در رشته خلبانی رفت و تا کارشناسی ارشد در رشته هوا فضا تحصیل کرد.»

پدر در فراق پسر رشیدش مردانه صبوری می‌کند تا قوت دل مادر و تنها برادر حسین باشد، ولی این صبوری برای دل پدرانه اش آسان نیست: «حسین من فقط پسرم نبود. او رفیقم بود. رفیق من و برادرش محمدمهدی بود و قوت دل مادرش که به شهادت او سربلند شد.»

مثل همسر شهید بابایی

حسین در ٢٠‌سالگی و ٤ سال پیش از شهادتش ازدواج کرده، اما همسر جوانش در همان آغاز زندگی مشترکش هم می‌دانست مسیر آسانی را انتخاب نکرده است: «مراسم عقد آنها را در حرم امام رضا (ع) برگزار کردیم. بعد از عقد حسین با همسرش به کتابخانه آستان رفتند و او در آن جا کتاب خاطرات همسر شهید بابایی را به عروسش هدیه داد تا با الهام گرفتن از زندگی همسر شهید بابایی خودش را برای بعد از رفتن او آماده کند.» اما نوعروسش باور نمی‌کرد عمر زندگی شیرین آنها و فرصت در کنار هم بودن‌شان کوتاه باشد: «وقتی امیدیه اهواز به‌عنوان محل ماموریت حسین تعیین شد، همسرش تصمیم گرفت همراه او به جنوب برود و آن جا با هم زندگی کنند. به همین دلیل هم وقتی به آخرین ماموریتش رفت، در ترمینال قزوین شروع به فیلمبرداری از او کرد و جلوی دوربین به حسین می‌گفت آخرین‌باری است که او تنها به جنوب می‌رود.» آن روز پاسخ حسین به اشتیاق همسر جوانش برای همراهی او، فقط یک لبخند شیرین بود و یک سکوت طولانی، ولی چند روز بعد که پیکر او بازگشت، همسرش راز سکوت و ناگفته‌های او را فهمید.

شهادت نصیب این خلبان‌های دهه هشتادی شد

شهید حامد اوکاتی
کفن باز نشود
آخرین تصویری که ازصورت مردانه و قد و بالای رشید شهید حامد اوکاتی در خاطره خانواده اش مانده، همان لحظه خداحافظی اش با حسنا کوچولو است که به او قول داد به زودی به خانه برمی گردد. بابا حامد حسنا بدقول هم نبود و زود برگشت، اما با پیکری پاره‌پاره که حسرت آخرین دیدار روی اش را به دل خانواده اش گذاشت…. حامد خیلی زود بابا شده بود، در همان سال‌هایی که تازه تحصیلش در رشته خلبانی را به‌پایان رساند، تشکیل خانواده داد و به دنیا آمدن حسنای شیرین زبان خوشبختی او و همسر جوانش را کامل کرد. پدر هم که داغ جوانش بر شانه اش سنگینی می‌کند صبورانه از اعتقادات و دین و ایمان حامدش می‌گوید: «پسرم باخدا بود، راه درست را انتخاب کرده بود..» فرزند رشید شهر «خان ببین رامیان» جان شیرینش را بر سر همین راه و اعتقادات پرحرمتش گذاشته است. روی کفنی که روی قطعات پیکر شهید حامد اوکاتی پیچیده‌اند،، نوشته بودند: «کفن باز نشود»

بیشتر بخوانید:ما همه جنوبی هستیم

کد خبر 1066815 منبع: روزنامه همشهری

  • گفتگوی خانواده ۱۰ صیاد اسیر با همشهری: امارات لحظه آخر سفر را لغو کرد | وعده بازگشت در آخر هفته را دادند | از صبح در فرودگاه منتظر بازگشت صیادها بودیم

  • قالیبافان خاصه امام رضا (ع) | فرش‌های حرم رضوی به دست اهالی این روستا بافته می‌شود

  • شهادت نصیب این خلبان‌های دهه هشتادی شد

  • طلای شیرینی که روی درخت خشک می‌شود و جهان خریدار آن است | تصاویر

  • من و نتانیاهو به ارتش دستور داده‌ایم…| وزیر جنگ اسرائیل: برای جنگ بزرگ آماده می‌شویم

  • هشدار نماینده‌ مجلس به فدراسیون: به تراکتور ظلم کنید ورود می‌کنیم | عضو شورای شهر: عده‌ای به دنبال ضایع کردن حق تراکتور هستند

  • ناکامی تراکتور؛ بیرانوند در آستانه اعزام به سربازی | جلسه مهم با فراجا

  • تصویری از آشا محرابی در جشنواره فیلم نالیوود تورنتو

  • خیلی پرسپولیسی‌ام اما نان و نمک استقلال را خورده‌ام | با باخت پرسپولیس گریه کردم اما دلم می‌خواست دربی را ببازد

  • لحظه دستگیری فرد متکدی که خود را به معلولیت زده بود! | ویدئو

  • در حال نهایی کردن مفاد توافق‌نامه با ایران هستیم

  • فوری | حملات موشکی و پهپادی به عربستان | آتش‌ در پالایشگاه‌های نفت سعودی

  • فیلم دوربین مدار بسته از لحظه دلخراش ترمز بریدن و انفجار تانکر حمل سوخت در پلیس راه سنندج – همدان؛ ۱۱ نفر جان باختند

  • مردی که می‌گفت هزاران سال عمر کرده؛ آیا او واقعاً ۲۰۰۰ ساله بود؟

  • ارزانترین پرنده ایرانی، گرانترین هواپیمای آمریکایی را نابود کرد + فیلم

  • تحریم‌ها بی فایده بود؛ به دنبال ازسرگیری مذاکرات بین ایران و آمریکا هستیم

  • حکم کمیته انضباطی: ۴محرومیت خداداد و ۴جلسه برای عالیشاه | عزیزی حق ورود به ورزشگاه‌ها را ندارد

  • اعلام قطعی تاتار؛ این بازیکن پرسپولیس را دیگر نمی‌خواهم| شرط سنگین برای جدایی

  • مهاجم تیم ملی ایران پدر شد + عکس

  • حردانی پشیمان است؛ نمی‌خواستم بی‌احترامی کنم | بگذارید سریع برگردم

  • تصاویر ۳ خلبان ارتش که در حمله آمریکا به شهادت رسیدند