حمله شدیداللحن عبدالکریم سروش به محمد قوچانی و موسی غنی نژاد / گناه کبیره به نام خدا

حمله شدیداللحن عبدالکریم سروش به محمد قوچانی و موسی غنی نژاد / گناه کبیره به نام خدا

و در باب مرگ روشنفکری دینی هم از زبان مولانا به آن قلم به مزد تصیری منش و ازغدی صفت می گویم: چون تو خفاشان بسی بینند خواب که جهان ماند یتیم از آفتاب

گروه اندیشه: نزاعی سخت درگرفته است که از منظر فکری بر اساس آنچه ارائه شده، بس بی پایه، و بر اساس مشکل گشایی از گره ها و بحران های کشور، سخت بی بنیان است. ماجرا از توهین دکتر موسی غنی نژاد در یک گفت و گو آغاز شد که غنی نژاد، علی شریعتی را به نامسلمان بودن و شیادی متهم کرد. همان سنت قبیحه ای که از قبل و بعد از انقلاب به ویژه بس رواج داشته و می رود در شرایط تهاجم اسراییل و آمریکا به ایران، لباس نویی بر تن کند. که خود بی تردید ادامه سنت ترامپیسم در جهان تندرو و بنیادگرا آمریکایی و اروپایی برآمده از نولیبرالیسم است. پاسخ دکتر عبدالکریم سروش، آن نظام تحقیری و طرد و حذف کننده موسی غنی نژاد را با بیان تحقیر و توهین های مضاعف، تقویت کرد و سروش به همان دامی افتاد که پیش از آن غنی نژاد افتاده بود. گفت و گوی سروش با اندیشه پویا، ابعادی دیگر از این منازعه را برملا ساخت. با پاسخ محمد قوچانی در مجله آگاهی نو شماره ۶۴۲ ابعاد این منازعه گسترده تر شد. در مقاله قوچانی انحراف فکری سروش از مقاله «صناعت و قناعت» آغاز شده و با اعلام خبر مرگ روشنفکری دینی، به تولدی دیگر از توتالیتاریسم در عبدالکریم سروش تاکید کرده است. این مطلب قوچانی نیز بی پاسخ نماند و سروش به آن جواب شدیداللحنی داد. که در زیر آن را می خوانید:

****

گناه کبیره بنام خدا
دشمنان نواندیشی و روشنفکری دینی بیا خاسته اند و مهدی نصیری ها تکثیر می شوند. قلم زنی که خلیفه نصیری و ازغدی ست. اخیراً جراحت نامه یی نوشته و از یک بی صلاحیت خود مفتی پندار تکفیرگر به نام غنی نژاد دفاعی فشل و فاسد کرده و او را در شیاد خواندن دکتر شریعتی مجاز و محق دانسته است، و دست آخر هم خبر از مرگ روشنفکری دینی داده است. همه این درازنویسی مهمل و ملال آور برای آن است که آن پول شناس نجیب را محکوم نکند و نگوید که خجالت نمی کشی که یک مسلمان دردمند دل سوخته را که عمری را در عشق علی و حسین و زینب سپری کرد، نامسلمان می خوانی؟

عداوتی که این قلم به مزد نصیری منش به پیروی از جواد طباطباتی و اربابان دیگر با شریعتی و با روشنفکری دینی دارد تهوع آورست، حتی مصباح یزدی که اعدا عدو شریعتی بود و او را جهنمی می خواند آن مرحوم را نامسلمان نخواند و اینک آن فرد گستاخ چنین می کند و دشمنان نواندیشی و روشنفکری دینی گناه کبیره و فحش فجیعش را می پوشانند و او را فردی نجیب" می خوانند. اما من به بانگ بلند به آن ناشسته روی ناسزاگوی بی درد می گویم که تو نه حق داری و نه صلاحیت و غلط می کنی که دهان آلوده ات را می گشایی و بی پروا مسلمانی دردمند را نامسلمان ،می خوانی و آسوده خاطری که شریعتی ستیزان به دفاعت می آیند و تکفیرت را تطهیر می کنند. ننگ این تهمت نامشروع از روی ناشسته ات پاک نخواهد شد و خاطرت را همیشه پریشان خواهد داشت. گویا شریعتی هم اکنون اینجا ایستاده است و از زبان ناصر خسرو دردمندانه فریاد می زند که

او همی گوید امروز مرا بددین
مرد هشیار سخن دان چه سخن گوید

که به جز نام نداند از مسلمانی
با گروهی همه چون غول بیابانی

و در باب مرگ روشنفکری دینی هم از زبان مولانا به آن قلم به مزد تصیری منش و ازغدی صفت می گویم:

چون تو خفاشان بسی بینند خواب
که جهان ماند یتیم از آفتاب

و به آن ادب ناشناسی پول شناس که رندی شریعتی را فهم نکرده از زبان حافظ می گویم

زاهد از رندی حافظ نکند فهم چه باک؟
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

والسلام
مردادماه ۱۴۰۵ عبدالکریم سروش

۲۱۶۲۱۶

کد مطلب 2259102

  • طلایین
  • حمله شدیداللحن عبدالکریم سروش به محمد قوچانی و موسی غنی نژاد / گناه کبیره به نام خدا

    حمله شدیداللحن عبدالکریم سروش به محمد قوچانی و موسی غنی نژاد / گناه کبیره به نام خدا

  • روایت قوچانی از غروب ستاره روشنفکری دینی و  پدیدار شدن سروش در لباس سردمدار توتالیتاریسم/ درباره افول یک رؤیای ۴۰ ساله

    روایت قوچانی از غروب ستاره روشنفکری دینی و پدیدار شدن سروش در لباس سردمدار توتالیتاریسم/ درباره افول یک رؤیای ۴۰ ساله

  • روایت قوچانی از غروب ستاره روشنفکری دینی و  پدیدار شدن سروش در لباس سردمدار توتالیتاریسم/ درباره افول یک رؤیای ۴۰ ساله

    روایت قوچانی از غروب ستاره روشنفکری دینی و پدیدار شدن سروش در لباس سردمدار توتالیتاریسم/ درباره افول یک رؤیای ۴۰ ساله