در سینمای ایران، بعضی فیلمسازان نه با تعداد فیلمهایشان، که با نوع نگاهشان ماندگار میشوند؛ با شیوهای که جهان را میبینند و به ثبت لحظههایی میپردازند که شاید در هیاهوی تاریخ از یاد بروند. خسرو سینایی از همین دسته بود؛ فیلمسازی که دوربینش بیشتر از آنکه به دنبال حادثه باشد، به دنبال ردپای انسانها، خاطرهها و روایتهای خاموش میگشت.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین خسرو سینایی، فیلمساز، مستندساز، شاعر، آهنگساز، نوازنده و مترجم، یکی از هنرمندان چندوجهی سینمای ایران بود که در آثارش، مرزهای میان هنرها را درنوردید. او در ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ در ۷۹ سالگی درگذشت، اما سینمای او همچنان در میان مستندها، فیلمهای داستانی، شعرها و موسیقیهایی که از خود به یادگار گذاشت، زنده است.
خسرو سینایی که بود؟
سینایی که در سال ۱۳۱۹ در ساری به دنیا آمد، مسیری متفاوت از بسیاری از فیلمسازان همدوره خود طی کرد. پس از پایان تحصیل در دبیرستان البرز، راهی اتریش شد؛ جایی که همزمان معماری، موسیقی و سینما را آموخت. او در دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وین تحصیل کرد و در سال ۱۳۴۶ با دو درجه ممتاز در رشتههای کارگردانی و فیلمنامهنویسی فارغالتحصیل شد. این مسیر آموزشی باعث شد نگاه او به سینما تنها محدود به تصویر نباشد؛ در آثارش معماری، موسیقی، ادبیات و تاریخ در کنار هم قرار میگرفتند.
بازگشت به ایران؛ جستوجوی فرهنگهای کمتر دیده شده
وقتی به ایران بازگشت، وارد وزارت فرهنگ و هنر شد و بعدها با سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران همکاری کرد. اما بیش از هر چیز، این مستندهای او بودند که جایگاهش را در سینمای ایران تثبیت کردند. آثاری که به سراغ آدمها، فرهنگها و بخشهایی از تاریخ رفتند که کمتر دیده شده بودند.
او به دنبال ثبت روایتهایی بود که در نگاه نخست شاید موضوع سینمایی جذابی به نظر نمیرسیدند؛ اما از دل همین جزئیات، تصویر بزرگتری از جامعه و تاریخ ارائه میکرد. سینایی معتقد بود بسیاری از آدمها و اتفاقها اگر ثبت نشوند، از بین میروند. به همین دلیل بخش مهمی از کارنامهاش به ثبت این روایتهای گمشده اختصاص داشت.
«مرثیه گمشده»؛ فیلمی که تاریخ را دوباره پیدا کرد
مهمترین اثر سینایی شاید «مرثیه گمشده» باشد؛ مستندی که روایت مهاجرت لهستانیها به ایران در سالهای ۱۹۴۱ و ۱۹۴۲ است؛ زمانی که هزاران لهستانی پس از جنگ جهانی دوم به ایران آمدند و در اصفهان ساکن شدند. این مهاجران که اکثراً کودکان و زنان بودند، سالها در ایران زندگی کردند و بخشی از تاریخ این سرزمین شدند؛ اما این روایت در حافظه عمومی کمتر جای داشت.
سینایی سالها برای ساخت این اثر تحقیق کرد، پشتپردههای تاریخ را جستوجو نمود و در نهایت توانست داستان مردمانی را ثبت کند که خودشان نیز از سرنوشتشان آگاهی چندانی نداشتند. بسیاری از بازماندگان این مهاجران، تازه با دیدن فیلمهای سینایی فهمیدند که چه بر سر پدران و مادرانشان آمده بود.
همین فیلم بود که باعث شد دولت لهستان از او تقدیر کند و در سال ۱۳۸۷ نشان ویژهای به او اعطا شود. لهستانیها نیز، که از داستان مهاجرت خود به ایران بیخبر بودند، با این فیلم توانستند بخش گمشدهای از تاریخ خود را پیدا کنند.
«عروس آتش»؛ نگاهی به تضاد سنت و مدرنیته
سینایی فقط مستندساز نبود. در سینمای داستانی نیز با آثاری چون «زندهباد…»، «هیولای درون»، «در کوچههای عشق» و «عروس آتش» شناخته شد. «عروس آتش» یکی از مهمترین فیلمهای کارنامه اوست؛ فیلمی که با نگاهی اجتماعی به موضوع سنت، انتخاب فردی و تضاد میان زندگی مدرن و قواعد سنتی پرداخت و توانست جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره فیلم فجر را به دست آورد.
شاعری که فیلم ساخت
سینایی همیشه میان سینما و ادبیات در رفتوآمد بود. او پیش از آنکه فیلمساز شناختهشدهای باشد، شاعر بود و نخستین مجموعه شعرش با عنوان «تاولهای لجن» را در سال ۱۳۴۲ منتشر کرد. بعدها نیز مجموعههای شعری دیگری منتشر کرد و در برنامههایی مانند «فیلمنامهای بدون فیلم» با ترکیب شعر و موسیقی، وجه دیگری از هنر خود را نشان داد.
آثار سینایی نشاندهنده حضور سه هنر در کنار یکدیگر است: معماری که به او نظم و ساختار بخشید، موسیقی که ریتم و ضربآهنگ سینمایش را شکل داد، و شعر که نگاه شاعرانهاش را به جهان پیرامون تغذیه کرد.
زندگی در میان هنرها
زندگی شخصی و هنری سینایی نیز مانند آثارش متفاوت بود. او سالها در کنار گیزلا وارگا سینایی و فرح اصولی، دو هنرمند نقاش معاصر، زندگی کرد؛ تجربهای که خود آن را بخشی از گفتوگوی میان هنرها میدانست. خانواده او نیز در فضای هنر حضور داشتند و دخترش یاسمین سینایی در حوزه مجسمهسازی فعالیت دارد.
سالهای پایانی؛ سکوت یک فیلمساز
در سالهای پایانی زندگی، سینایی کمتر امکان ساخت فیلم پیدا کرد. او در گفتوگوهایی از دشواریهای تولید فیلم و محدودیتهایی که پیش روی فیلمسازان قرار میگیرد، سخن گفت و معتقد بود بخشی از جریان سینما به دلیل محدودیتها از میدان خارج شده است. با این حال، حتی در نبود امکان ساخت فیلم، او به نوشتن، موسیقی و ثبت خاطرات ادامه داد.
میراثی که هرگز از بین نمیرود
خسرو سینایی را میتوان یکی از مهمترین روایتگران حافظه تاریخی در سینمای ایران دانست. فیلمسازی که برای او هر انسان، هر خاطره و هر گوشه از یک سرزمین، داستانی برای ثبت شدن داشت. میراث او نه فقط فیلمهایی که ساخت، بلکه نگاهی است که به سینما داشت؛ نگاهی آرام، دقیق و انسانی به جهان پیرامون.
از «مرثیه گمشده» که روایتی از مهاجرت لهستانیها به ایران است تا مستندهایی که از فرهنگهای بومی، موسیقیهای محلی و آدمهای کمتر دیده شده میگفتند، سینایی به دنبال حفظ صداهای خاموش تاریخ بود.
سینمای مستند، برای ماندگار شدن، گاهی نیازی به سوژههای بزرگ و پرزرقوبرق ندارد؛ گاهی یک خاطره گمشده، یک مهاجرت فراموششده یا یک آهنگ محلی که دیگر کسی آن را نمیخواند، میتواند به اندازه یک رویداد تاریخی مهم باشد. خسرو سینایی با همین نگاه، بخشی از حافظه جمعی ایران را ثبت کرد که اگر او نبود، شاید هرگز ثبت نمیشد.
سینایی؛ فیلمساز حافظهها
امروز که از خسرو سینایی یاد میکنیم، بیش از هر چیز باید او را فیلمساز حافظهها دانست. هنرمندی که باور داشت هر انسان، هر شهر و هر خاطرهای میتواند بخشی از تاریخ باشد، اگر کسی دوربینش را برای دیدن آن روشن کند.
خسرو سینایی در ۷۹ سالگی، در روزهایی که جهان با بحران کرونا روبهرو بود، بر اثر بیماری و عفونت ریه درگذشت. رفتنش پایان زندگی فیلمسازی بود که بیش از آنکه به دنبال ساختن تصویرهای پرزرقوبرق باشد، به دنبال حفظ صداهای خاموش بود؛ صداهایی که امروز، به لطف او، در تاریخ ماندگار شدهاند.
۵۹۵۹
کد مطلب 2255198
-
خسرو سینایی؛ فیلمساز حافظههای گمشده
-
وقتی تهیهکننده پای تئاتر نیاید بساز بفروشها وارد میشوند
-
کتابی که قصههای الموت را نجات داد، اما خودش گرفتار توقیف شد
-
حمایت از فلسطین در کنسرت سنگاپور جنجالی شد؛ لغو اجازه اجرای مجدد
-
زلزله در گیشه جهانی؛ رکوردشکنی بیسابقه ۱۶۸ میلیون دلاری «مرد عنکبوتی: روزی نو» در روز نخست اکران
-
قرعه ریاست صداوسیما به نام چه کسی میافتد؟ / خبرآنلاینیها به عزتالله ضرغامی و سید عباس صالحی بیشترین رای را دادند
-
عاقبت عجیب واعظ تلویزیون؛ مجری «کلید اسرار» فراری شد / جایزه ۵۰۰ هزار لیری برای سر آقای مجری!
-
چه کسی برنامه تلویزیونی«فوتبال ۳۶۰» عادل را خاموش کرد؟/ مسدودسازی بیمرجع؛ چه بر سر «آزادی پس از بیان» آمده است؟
-
نامه اعتراضی خانه سینما به پزشکیان درباره برخورد با اهالی فرهنگ
