نویسنده کتاب «به کلاس بالاتر خوش آمدید» با روایت مستند بمباران دبستان رشید یاسمی کرمانشاه، این حمله را نمونهای آشکار از جنایت جنگی میداند که با هدف گذاشتن داغی بر دل مردم انجام میشود.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب آزاد: نویسنده کتاب «به کلاس بالاتر خوش آمدید» معتقد است که وقوع جنایت جنگی و کشتن زنان و بچهها با هدف نشاندن داغ بر دل مردم و ایجاد رعب و وحشت انجام میشود و دشمن در چنین مواقعی میخواهد در مبارزه علیه تجاوزی که انجام داده، مانع ایجاد کند.
مهناز فتاحی که از نویسندگان فعال کرمانشاهی است، در انتشارات سوره مهر کتابی با عنوان «به کلاس بالاتر خوش آمدید» زیر چاپ دارد که در پی پرداختن به بخشی از جنایات جنگی به سراغ خانواده شهدای مدرسه رشید یاسمی کرمانشاه رفته است. او در قالب این کتاب برشی از حقایق بمباران روز ۲۴ مهرماه سال ۱۳۵۹ را بازگو کرده که شنیدنی است. در این باره روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی گفتوگویی با مهناز فتاحی داشته که میخوانید:
* بمباران مدرسه شهید یاسمی در چه شرایطی رخ داد؟
دبستان رشید یاسمی در محله رشیدی استان کرمانشاه قرار دارد؛ محلههای محروم که در روزهای اول جنگ هشت ساله یعنی ۲۴ مهرماه سال ۱۳۵۹ مورد بمباران قرار گرفت. این مدرسه تقریبا اولین مدرسهای بود که در ایران بمباران میشد و از آنجا که زمان جنگ خیلی رسانههای خبری فعال نبودند، عمق فاجعه خیلی خوب ثبت و ضبط نشد. آن روزها، روزهایی بود که مردم با جنگ، زیاد آشنایی نداشتند. اوایل جنگ بود و کشور واقعا در پریشانی فرو رفته بود.
* خودتان هم شاهد وقوع بمباران بودید؟
روزی که مدرسه بمباران شد، کودکی بودم که در مدرسه بمباران را شاهد بودم. به یاد دارم که مدرسه بودیم و آنقدر بمبارانها شدید بود که به محض اتمام بمباران و رفتن هواپیماها، مدرسه ما هم تعطیل شد. از مدرسه که به سمت خانه برمیگشتم شنیدم بمب به مدرسه اصابت کرده است و این اولین خبری بود که من درباره مدرسه شهید یاسمی شنیدم.
* چطور شد که به سراغ مدرسه شهید یاسمی رفتید؟
از آنجا که بعد از ۳۰ یا۴۰ سال هنوز کار چندانی برای حادثهای که سال ۱۳۵۹ رخ داد، نشد به عنوان یک نویسنده دفاعمقدس که اهل کرمانشاه هم هستم تصمیم گرفتم به این موضوع بپردازم و وقایع این بمباران را به شکل مستند بازگو کنم که با پیشنهاد نوشتن درباره این سوژه از سوی مرتضی سرهنگی شکل جدیتری به خود گرفت.
بعد از دوران جنگ و گذشت سالها، من نویسنده دفاعمقدس شده بودم و دنبال مسائلی میرفتم که در شهرم اتفاق افتاده و هنوز دربارهشان چیزی نوشته نشده بود. من در کانون پرورش کودکان و نوجوانان کار میکردم و به همین دلیل هم کار روی سوژههایی که به کودکان و نوجوانان مربوط میشد برایم بسیار جذاب بود بنابراین بعد از نوشتن کتاب «پناهگاه بیپناه من» که درباره شهدای کودک و نوجوان پارک شیرین کرمانشاه بود، سراغ ۱۶ کودکی رفتم که در مدرسه رشید یاسمی کرمانشاه خیلی مظلومانه شهید شده بودند. نوشتن درباره ۱۶ شهید کودک و یکی از کارکنان این مدرسه و صدها زخمی آن مرتب ذهن من را مشغول کرده بود و همین باعث شد تا شاید حدود ۷ یا ۸ سالی به صورت ویژه در مورد این واقعه تحقیق، پژوهش و مطالعه کنم.
* آیا در نگارش با محدودیت خاصی هم مواجه شدید؟
بله. یکی از گرفتاریها این بود که خیلی از آن سالها گذشته بود و دسترسی به آن آدمها و افراد بسیار سخت شده بود. ضمن اینکه وقتی به آموزش و پرورش استان مراجعه میکردم اطلاعاتی در مورد این موضوع نداشتند. البته بنیاد شهید اسم شهدا را در اختیارم قرار میداد ولی آدرسها یا شماره تماسها هیچ کدام درست نبود. من در این کتاب فقط به موضوع شهدا نپرداختم بلکه ابتدا از خانوادههای شهدا کار را شروع کردم یعنی سراغ خانوادههایی که شهید دادند و دانشآموزانی که همکلاسی شهدا بودند رفتم. من توانستم خانوادهها را پیدا کنم ولی اکثراً پدر و مادرها پیر و بیمار و خیلی ناراحت بودند که چرا سالها به آنها بیتوجهی شده و چرا کسی دنبال ضبط و ثبت این موضوع نبوده است. من به سختی این خانوادهها را پیدا کرده بودم بنابراین به هر سختی هم بود آنها را قانع کردم تا خاطراتشان را بگویند.
بعد از آماده شدن بخش شهدا دیدم، کتاب نواقص زیادی دارد چون روایت خانوادهها فقط روایت آنها از لحظه واقعه و پیدا کردن فرزند خودشان بود و این ماجرا نقطههای خاموش و مبهم زیادی داشت
* روند نگارش چطور تکمیل شد؟
وقتی ۹ سال پیش به مدرسه مراجعه کردم متوجه شدم آنجا زیرزمینی دارد که در آنجا نیمکتها و درِ آسیب دیده و تکه بمب نگهداری میشود و دیدن این اشیا و گفتگو با مدیر مدرسه و کارکنانی که آن زمان در مدرسه بودند و همچنین معرفی یکسری افراد توسط آنها به من بسیار به در تکمیل کتاب کمک کرد. کتاب تقریبا تکمیل شده بود و من به فکر تحویل آن بودم اما بعد فکر کردم بخش عمده کتاب به ۱۶ شهید و روایت خانوادههایشان از لحظه پیدا کردن فرزندانشان یا رفتنشان به مدرسه اختصاص پیدا کرده پس نقش کسانی که زخمی یا جانباز شدند و اصلاً امدادگرانی که آن لحظه به مدرسه اعزام شدند یا خبرنگاران، مسئولان چه میشود؟ این باعث شد که من برای اینکه کارم کامل شود سالها نوشتن این کتاب را ادامه دادم.
بعد از آن مشکل من پیدا کردن بچههایی بود که دانشآموز مدرسه یاسمی بودند و الان در دوره میانسالی بودند و نه آدرسی از آنها داشتم و نه شماره تماسی. با مراجعه به بنیاد شهید به هر سختی بود لیست زخمیها را پیدا کردم و توانستم به شماره تماسها و آدرسها برسم. من از طریق دو یا سه دانشآموزی که آن زمان مجروح شده بودند توانستم کمکم با امدادگران، آتشنشانها، کسبه محل، مسئولان و حتی کسانی که برای کمک رفته بودند، ارتباط بگیرم.
* اصلیترین و مهمترین اطلاعات تکمیلی را چطور یافتید؟
موضوع اصلی من مدیر مدرسه بود که چون کامل در جریان واقعه قرار داشت میخواستم شرح واقعه را از وی جویا شوم اما ایشان دو سال قبل فوت کرده بود اما بعدا شماره دیگری پیدا کردم و فهمیدم شماره پسر مدیر سابق مدرسه است و از این طریق او به همسر مدیر دسترسی پیدا کردم.

* خاطره جالبی از این جستجوی افراد هم دارید؟
بله. پیدا کردن دستخط آقای مدیر خیلی برای من خاطرهانگیز بود. وقتی برای پیدا کردن دانشآموزان سراغ پروندههای آموزش و پرورش رفتم به دو تا پرونده بزرگ رسیدم که پوسیده شده بود. پروندهشان را که ورق زدم دست خط ِ آقای مصلحی مدیر مدرسه از پرونده بیرون آمد و من لحظهای که این دستخط را پیدا کردم به گریه افتادم. من از روح او خواسته بودم که کمکم کند و حالا از او دستخطی پیدا کرده بودم که گویا از دلِ تاریخ با من حرف میزد.
این دست خط را اول کتاب گذاشتم. او در مورد دانشآموزان مدرسه نوشته بود که بچههایی که تا لحظاتی پیش مقابل چشمانم بازی میکردند، چطور پرپر شدند و این روایت یک ماجرایی دارد. با روایت مدیر و خانواده مدیر، کتاب آرام آرام تکمیل شد و به این شکل درآمد.
* تصاویر و مستنداتی که در کتاب آمده چطور به دستتان رسید؟
یکی از عکاسان خوب زمان جنگ یکسری از عکسهای بازدید سفرا، مسئولان کشورهای مختلف و خبرنگاران را در اختیارم قرار داد که در کتاب آمده است. همچنین بریدههای روزنامههای اطلاعات و کیهان آن دوره را هم به سختی پیدا کردیم که به خوبی نشان میدهد که در آن دوره افراد مختلف و سرشناسی از کشورهای مختلف این بمباران را محکوم کرده و آن را یک جنایت آشکار و علنی دانستهاند. آنها درباره این جنایت اظهارنظرهای خوبی کرده بودند که در کتاب هم آورده شده است.
* کدام خاطره درباره بمباران مدرسه شما را متاثر کرد؟
هر کدام از این خاطرههای داخل کتاب که خوانده میشود، اینقدر انسان را متاثر میکند و حادثهها عجیب است که شاید ساعتها خوانندگان را به فکر فرو ببرد. بنا به گفته آقای مرتضی سرهنگی با اینکه خاطرات به یک موضوع میپردازند اما روایتها همه تازگی دارند و از زبان هر کدام افراد که آنها را میشنویم، شنیدنی هستند. ضمن اینکه در ابتدا خواستم چند خاطره در کتاب آورده شوند اما بعد دیدم باید تمام آنها روایت شود.
بنابراین هر کدام از روایتها یک ویژگی خاصی دارد؛ یکی همان بچهای است که از نگاه کودکی زمانی که زیر آوار مانده را روایت میکند و منتظراست که او را بیرون بیاورند؛ یکی از خاطرات تاثیرگذار درباره مادری است که منزلش نزدیک مدرسه است و در حالیکه مشغول کار خانه است بمباران میشود و اینکه چطور این مسیر را به سمت مدرسه دویده را روایت میکند. چطور پیدا کردن بچهها در ازدحام جمعیت از ماجراهای اثرگذار در این کتاب است چون اکثراً بچهها را مردم نجات دادند که یا به بیمارستان برده شدهاند یا به عنوان شهدا برای دفن برده شدهاند و این سردرگمی اولیه خیلی تاثر برانگیز است. ضمن اینکه با نبود امکانات در منطقهای محروم خانوادهها به راحتی نمیتوانستند فرزندانشان را پیدا کنند اتفاقات تکان دهندهای را در پی داشت.
خانوادهها برای پیدا کردن اجساد بچهها یا فرزندانی که زخمی شدند کلی رنج کشیدند. یکی از خاطراتی که در کتاب آمده و خواندنی است خاطره دانشآموزی است که که زخمی میشود ولی به عنوان شهید به سردخانه بیمارستان برده میشود. او در حالت کما بوده و آنقدر زخمیها و شهدا زیاد بودند که کسی متوجه زنده بودن این بچه نمیشود. این دانشآموز در خاطراتش میگوید که صبح روز بعد که افراد برای کفن کردن پیکر میآیند متوجه میشوند که او زنده است و بعد یک روز او را به اتاق عمل میبرند.
در شرایط جنگی سریعا پیکرها دفن میشدند و امکان نگاهداشتن پیکر برای رسیدن همه اعضای خانواده نبوده، مادر شهیدی در یک خاطرهاش میگوید که همسرم بدون اینکه به من بگوید فرزندم را دفن کرد و من به قدری در ناباوری و شرایط روحی بدی بودم که شبانه به گورستان رفتم با دست خالی قبر را باز کنم تا به پسرم برسم. این از خاطرات بسیار تکاندهنده و تاثربرنگیز این کتاب است.
* آیا خاطرهای از دیدار دانشآموزان مدرسه هم دارید؟
من چند نفر از دانشآموزان را به محل کارم دعوت کردم. نکته جالب این بود که آنها شاید۳۰ یا ۴۰ سال همدیگر را ندیده بودند و به محض این که وارد دفترم میشدند میگفتند: «وای این همکلاسی منه»
* الان مدرسه شهید یاسمی همچنان فضای آموزشی است؟
بله.آن مدرسه الان دبستان دخترانه شده.
* این کتاب در چه مرحلهای است؟
«به کلاس بالاتر خوش آمدید» الان در آستانه چاپ است.
* آیا از نوشتن کتاب راضی هستید؟
الان وجدانم آرام شده و حس نویسندگیام راضی است که قدم مثبتی برای ثبت و مستندسازی این جنایت جنگی وحشتناکی برداشتهام.
* بعد از این پژوهش چه چیزی را علت جنایت جنگی و کشتن بچههای بیدفاع میدانید؟
روزهای اول جنگ من بچه مدرسهای بودم و ما اصلا شناختی از جنگ نداشتیم و اصلاً طرفدار جنگ نبودیم. صدام با همین وحشی بودنش محلههای را بمباران میکرد که همه خانواده بودند. صدام به پناهگاهی شلیک میکرد که طبق قوانین جنگی؛ بمباران آن عین جنایت جنگی است. بر اساس مطالعات و مصاحبههایم معتقدم دشمن مدرسه را که باید یک فضای آرامی باشد بمباران میکند تا یک داغ به دل مردم بنشاند و عمداً ایجاد رعب و وحشت کند. آنها سراغ بچهها میروند که مظلومترین، بیدفاعترین و بیپناهترین آدمها هستند.
کد مطلب 6899555
زینب آزاد
-
خداحافظی با رهبر شهید، ادای احترام به یک شخصیت بزرگ جهانی است
-
بازتاب حمایت از ایران در صفحه سفارت جمهوری اسلامی ایران در کنگو
-
ادبیات دفاع مقدس در قاب جهانی جای گرفت
-
۱۸۰۰ دستسازه حسینی کودکان گیلانی راهی مسیر اربعین شد
-
ثبت رکوردهای مهمتر از مدال توسط شناگران/ شنای ایران در مسیر المپیک
-
رد پای قراردادهای میلیاردی در افت والیبال/ بحران از روی نیمکت نیست!
-
طالقانی معتقد بود نمازجمعه تریبون مستضعفان و محل افشای بیدادگری است
-
نامه صدها مسئول سابق رژیم صهیونیستی خطاب به ترامپ
-
کاراته ایران در اردوی روسیه به اهداف خود رسید/ دنبال کسب مدال نبودیم
-
ظرفیت مرز و انرژی خورشیدی؛ مسیرهای جدید توسعه تعاون در خراسان جنوبی
-
فعالیت ۷۵۳ تعاونی در خراسان جنوبی؛ صادرات ۳۰ میلیون دلاری تعاونیها
-
افزایش ۴ درصدی تردد در محورهای خراسان جنوبی
-
فعالیت ۳۸۰۰ هنرمند صنایعدستی در بیرجند؛ توبافی در صدر هنرهای بومی
-
آمادهباش کامل برای میزبانی از عاشقان حسینی؛ خسروی مسیر آرامش زائران
-
پیشنهاد جدید عمان درباره تنگه هرمز چیست؟
-
حضور گلر جدید در تمرین تیم فوتبال استقلال
-
تردد بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار زائر از مرزهای اربعینی
-
۴ مسیر ویژه زیارت مرقد رهبر شهید در حرم رضوی ایجاد شد
-
برد پرسپولیس با یک گل در بازی تدارکاتی
-
ترامپ با «جنگ مجازی» به میدان آمد؛ سناریویی خیالی از حمله به ایران
-
رهبر انقلاب: دفاع از مجاهدان لبنان، سیاست راهبردی جمهوری اسلامی است
-
بیانیه سپاه به مناسبت سی و هشتمین سالگرد عملیات غرورآفرین مرصاد
-
بازتاب پیامدهای جنگ علیه ایران در رسانههای جهان
-
روزنامههای ورزشی یکشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی یکشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۵
-
روزنامههای صبح یکشنبه چهارم مرداد ۱۴۰۵
- خرید طلای آب شده
- قیمت موکت
- تور کربلا
- استند تسلیت
- مداحی اربعین
- دوربین مداربسته
- مرجع پاسخ معتبر پزشکان
- فروش مواد شیمیایی
- قیمت ایمپلنت
- قطعات لباسشویی
- بلیط هواپیما
- پرشین هتل
- نمایندگی بوش در تهران
- بهترین جراح بینی
- آموزشگاه زبان ملل
- قیمت و خرید سمعک نامرئی
- مهرینو
- تهران تایمز
- روزنامه آگاه

